مرتضى راوندى
247
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
است اشاره كرد . » « 1 » در دايرة المعارف فارسى ، در پيرامون نقش آموزشى و فرهنگى دايرة المعارفهاى مهم اروپا و جهان اسلامى چنين آمده است : دايرة المعارف - يا به اصطلاح اروپائى انسيكلوپدى يا ديكسيونر مستدل علوم ، صنايع و حرف ، در كشور فرانسه به سرپرستى ديدرو و دالامبر و با همكارى عدهاى از متفكرين عصر كه به « اصحاب دايرة المعارف » مشهور گرديدند - تأليف ، و در سالهاى ( 1751 - 1772 ) در 28 مجلد منتشر شد . نقشهء اوليه اين بود كه دايرة المعارف « چيمبرز » ترجمه شود ، ولى به سبب بروز اختلافاتى كه روىداد اين نقشه متروك شد ، و ناشر موافقت كرد كه ديدرو و دالامبر كتابى تازه فراهم سازند . مجلد اول آن با مقدمه معروف دالامبر - و با همكارى ف . كنه ، منتسكيو ، ولتر ، ژ . ژ . روسو ، تورگو ، و ديگران در 1751 انتشار يافت . بهسبب نفوذ ژزوئيتها ، دولت اجازه چاپ كتاب را لغو كرد ( 1759 ) و دالامبر كنارهگيرى نمود . ولى ديدرو ، به يارى مالزرب ، مقاومت و ايستادگى كرد . سرانجام چاپ پنهانى كتاب را بهپايان رسانيد ( 1772 ) . در 1780 ، پنج مجلد ضميمه و دو جلد فهرست به آن افزوده شد . دايرة المعارف مظهر افكار روشنفكرى بود ، و اگرچه ناشر در بسيارى از مقالات آنكه جنبه آزادفكرى داشت تصرفات فراوان كرد . و آنها را « مثله » نموده بود ، اين امر ، از نفوذ بىانتهاى دايرة المعارف نكاست ، دايرة المعارف به سبب تأكيد در « دترمىنيسم » « 2 » علمى و حملههائى كه به زيادهرويهاى مقامات قانونى و قضائى و روحانى كرده بود ، عامل عمده در آماده كردن زمينهء فكرى براى انقلاب فرانسه بشمار مىآيد . براى آشنايى بيشتر خوانندگان ، با خصوصيات اجتماعى آسيا و اروپا قبل از انقلاب فرانسه ، نظر موريس داماس و همفكران او را نقل مىكنيم : جمود تفكرات فلسفى در شرق بهنظر موريس داماس و ساير نويسندگان كتاب « مبانى تمدن صنعتى » يكى از عواملى كه شرق را از غرب متمايز مىسازد ، طرز زندگى و خصوصيات روانى آنان است ، « تحولات اروپا » ، تا حدى زاييدهء دوران اصلاحات مذهبى و دوران رنسانس مىباشد . در اروپا ، عصر
--> ( 1 ) . ترجمه و تلخيص از جلد چهارم لاروس بزرگ « انسيكلوپديك » فرانسه صفحات 527 و 528 مأخوذ از Grand Larousse Encyclopedique " 4 " Desf . - Filao P : 527 - 528 . ( 2 ) . Determinisme عقيدهاى است فلسفى كه آثار را محصول علل و اسباب مىداند ، كه هرچه آدمى بكند ، آن حوادث روى خواهد داد ( اعتقاد به قضاى محتوم ) .